
دامانش از گلهای دارویی سبز و معطر شد وقتی که مادر شد. از : نسیم محمدجانی از مجموعه سه گانی : کی آفتابی می شوی باران ؟ نش...
ادامه مطلب
ای کاش... مرکز اهدای جوانی هم بودآنگاه تمام جوانی ام رااهدا می کردم به آن زنی که تمام جوانی اش راپای من گذاشتفدایت مادر...
ادامه مطلب
دامانش از گلهای دارویی سبز و معطر شد وقتی که مادر شد. از : نسیم محمدجانی از مجموعه سه گانی : کی آفتابی می شوی باران ؟ نشر اریترین ...
ادامه مطلب
سوره اسراء // آیات 23 تا 25: وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا﴿۲۳﴾وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا﴿۲۴﴾رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِنْ تَكُونُوا صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلْأَوَّابِينَ غَفُورًا﴿۲۵﴾ و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد ...
ادامه مطلب
ای کاش... مرکز اهدای جوانی هم بودآنگاه تمام جوانی ام رااهدا می کردم به آن زنی که تمام جوانی اش راپای من گذاشتفدایت مادر ❤️ از ؟...
ادامه مطلب
آهسته باز از بغل پله ها گذشتدر فكر آش و سبزي بيمار خويش بوداما گرفته دور و برش هاله ئي سياهاو مرده است و باز پرستار حال ماستدر زندگي ما همه جا وول ميخوردهر كنج خانه صحنه ئي از داستان اوستدر ختم خويش هم بسر كار خويش بودبيچاره مادرمهر روز ميگذشت از اين زير پله هاآهسته تا بهم نزند خواب ناز منامروز هم گذشتدر باز و بسته شدبا پشت خم از اين بغل كوچه ميرودچادر نماز فلفلي انداخته بسركفش چروك خورده و جوراب وصله داراو فكر بچه هاستهرجا شده هويج هم امروز ميخردبيچاره پيرزن ، همه برف است كوچه هااو از ميان كلفت و نوكر ز شهر خويشآمد بجستجوي من و سرنوشت منآمد چه...
ادامه مطلب